|
اسکار همه چیز درباره فیلم و سینما
| ||
|
محمدرضا گلزار محمدرضا گلزار سوپر استاری که هر خبری در مورد او جنجالی می شود و همه تصویر او را به عنوان مدل روی بیلبوردها دیده اند؛ این بازیگر تنها به مدل بودن اکتفا نکرده، او کلوب زیبایی ویژه مردان تاسیس کرده و البته ظاهرا به کار تولید پوشاک هم مشغول است و برندی اختصاصی دارد.
بهرام رادان بهرام رادان،پسر چشم آبی سینمای ایران،بازیگری که روزی شاگرد گمنام یکی از آموزشگاههای بازیگری بود و این روزها خود را در سینما اثبات کرده صاحب کافی شاپی به نام "و" است. این کافه 2 شعبه در 2 خیابان معروف شمال تهران دارد. در این کافه روی هیچ میزی جاسیگاری نیست و بزرگ نوشته است :"کشیدن سیگار در این مکان ممنوع است"
رضا صادقی رضا صادقی که در بین طرفدارانش لقبهایی مثل سلطان مشکی پوش،سلطان غم و احساس و سلطان صدا دارد کافه ای در شمال تهران تاسیس کرده است. معمولا رضا صادقی شبها به کافهاش سر می زند . خود او درباره کافهاش گفته است :با افتتاح این کافه حداقل اگر نتوانم بخوانم، می توانم به بهانه کافی شاپ در کنار مردم باشم.
علی لهراسبی علی لهراسبی،سلطان تیتراژ سریالهای تلویزیون در کنار خواندن به کار تبلیغات مشغول است. او مدیر پروژه تبلیغاتی شرکتی است.
تهمینه میلانی تهمینه میلانی ،کارگردان به نام ایرانی فارغ التحصیل معماری است و در کنار کارگردانی سینما به کار معماری داخلی مشغول است.دفتر او در یکی از گرانقیمتترین خیابانهای پایتخت مقابل دفتر یکی از مطرح ترین آرشیتکتهای ایرانی قرار دارد. او و همسرش محمد نیک بین، تهیه کننده به همراه هم در این شرکت مشغول به کار هستند.
رضا کیانیان رضا کیانیان نویسنده و عکاس و مجسمه ساز و بازیگر را هم که همه می شناسید. مجسمههای چوبی و عکس هایش در نمایشگاه های متعددی به نمایش درآمدند.
مهتاب کرامتی مهتاب کرامتی، بازیگر و سفیر حسن نیت یونیسف در ایران هم صاحب مزونی در شهرکی در غرب تهران است. او 12 سال است در این مزون به کار تولید انبوه لباس مشغول است و برای یکی از برندهای معروف لباس طراحی و تولید می کند.
محمد سلوکی محمد سلوکی، مجری تلویزیون طبق شنیدها صاحب یک پیک موتوری و البته فروشگاه لباس است. همین اواخر تصاویر او در فروشگاه لباسش در فضای مجازی منتشر شد و دست به دست گشت.
امین تارخ امین تارخ، بازیگر صاحب نام ایرانی صاحب آموزشگاه بازیگری در یکی از بزرگراههای شمال تهران است.
مانی رهنما مانی رهنما در آموزشگاه های موسیقی مدرس آواز است .
شبنم قلیخانی شبنم قلیخانی که این روزها همه او را به نام آیدا می شناسند، به خاطر بازی در سریال 5 کیلومتر مانده تا بهشت ، استاد دانشگاه آزاد است. او کارشناس ارشد تئاتر است.
رضا عطاران رضا عطاران،بازیگر و کارگردان طنز مطرح و کاربلد ایرانی آتلیه عکاسی با نام خانوادگیاش در خیابانی در شمال تهران دارد. خدماتی که او به مشتریان خود ارایه می دهد و روی تابلوی آن نوشته شده است،به این ترتیب هستند: متخصص عکسبرداری و فیلمبرداری از مجالس در منوهای متفاوت.
مجید اخشابی مجید اخشابی،خواننده و قهرمان مسابقه تیتراژخوانی صدا و سیما صاحب یک استودیوی تولید موسیقی است و البته آموزشگاهی هم به نام یکی از آلبوم های بیرون آمده اش دارد؛ آموزشگاه او در یکی از مراکز خرید مطرح شمال غرب تهران قرار دارد و در این آموزشگاه انواع سازهای سنتی و کلاسیک به هنرجویان تدریس می شوند.
پوریا پورسرخ پوریا پورسرخ، بازیگر سینما و تلویزیون دکتری فیزیولوژی گیاهی دارد و در کنار بازیگری به کار طراحی فضای سبز و ترجمه مقاله برای مجلههای علمی مشغول است.
سپند و کمند امیرسلیمانی سپند و کمند امیرسلیمانی ، آتلیه عکاسی دارند.
سید جواد هاشمی سید جواد هاشمی، معلم است و سال هاست در کانون فرهنگی در غرب تهران فعالیت می کند.
مرجان شیرمحمدی مرجان شیرمحمدی نویسنده است و کتاب های "هفت داستان کوتاه" ،"بعد از آن شب "و "این یک فصل دیگر است" سه اثر منتشر شده او هستند.
مسعود کیمیایی مسعود کیمیایی؛ کارگردان مدرسه فیلمسازی دارد و خود او درباره مدرسهاش میگوید: 400 فیلم در این مدرسه ساخته شده و به نظر من از این تعداد حدود 10، 12 فیلم میتواند در سطح جهان مطرح باشد هنوز که هنوز است این مدرسه نتوانسته به لحاظ مالی روی پای خودش بایستد و من از بیرون پول تزریق میکنم.
حمید خندان حمید خندان، خواننده پاپ صاحب کافی شاپی در خیابانی در شمال تهران است. این کافه بزرگ ترین کافه ثبت شده و مجوز دار تهران است. او معتقد است اولین خوانندهای است که صاحب کافه شده است. کافه او به گواه مشتریانش پاتوق خیلی از بازیگران و هنرمندان است. او عصرها در کافه خود حضور دارد. البته خندان دارای یک آتلیه شخصی عکاسی هم هست و هنرمندان مطرحی برای گرفتن عکس به آتلیه او در خیابان" م "مراجعه می کنند.ایرج نوذری، حسین استیری، مهدی مقدم، پویا امینی، امین زندگانی، آرام جعفری، نگار فروزنده، نگین صدق گویا و تعدادی دیگر از هنرمندان از مشتریان ثابت این کافه هستند.
حمید عسگری حمید عسگری خواننده جوان پاپ صاحب کافه در شهرکی در غرب تهران و کافهای در کرج است.
خشایار اعتمادی خشایار اعتمادی به کار ساخت و سازمشغول است و همان طور که همیشه در گفت و گوهایش عنوان کرده، موسیقی و خوانندگی منبع درآمد او نیست.
نگار جواهریان نگار جواهریان، بازیگر جوان و سرشار از استعداد این روزهای سینمای ایران سابقه روزنامهنگاری هم دارد. او مدتی در مجلهای تحلیل بازیگری می نوشته است و نمایشنامه "خیانت" با ترجمه او و "تینوش نظم جو" را نشر نی در قالب مجموعه دور تا دور دنیا منتشر کرده است.
نیوشا ضیغمی نیوشا ضیغمی ،بازیگر سینما هم دارای موسسه زیبایی است. او در این مرکز با همکاری پزشکان به بانوان خدمات زیبایی ارایه می دهد. موسسه او در یکی از گرانترین خیابان های تهران است.
آناهیتا نعمتی آناهیتا نعمتی به صنعت مدلینگ وارد شده و در شوهای لباس و پروژه های عکاسی کار می کند.
ابوالفضل پورعرب ابوالفضل پورعرب صاحب کافه ای در شمال و نزدیک ویلای شخصیاش است.
مهدی فخیم زاده و هما روستا مدرس کلاسهای آزاد بازیگری استاد حمید سمندریان هستند. امیر جعفری، ریما رامین فر،یوسف تیموری، نگار فروزنده، محمدرضا فروتن و پارسا پیروزفر از هنرجویان این کلاسها بودهانn. [ ۱۳٩٠/٦/٢٧ ] [ ٤:٢٩ ب.ظ ] [ محمد جواد مقدم ]
بازیگر نقش «مایکل اسکافیلد» سریال «فرار از زندان» در سریال «دیوید شور» خالق سریال تلویزیونی «دکتر هاوس» اعلام کرد «ونتورث میلر» که پیش از میلر اخیرا نقشی را در یکی از قسمتهای سریال فصل هشتم سریال «هاوس» از سوم اکتبر (11 مهرماه) به گزارش هالیوود ریپورتر، شور همچنین فاش کرد که
«هاوس» سریال تلویزیونی است که از شبکهی «فاکس» «هیو لوری» در نقش دکتر هاوس، لیزا دلستین (دکتر بیشتر قسمتهای «دکتر هاوس» در لسآنجلس به تصویر «دکتر هاوس» داستان پزشکی به همین نام است که به از ویژگیهای «هاوس» این است که در مکالمات
[ ۱۳٩٠/٦/٢۳ ] [ ٥:٥٢ ب.ظ ] [ محمد جواد مقدم ]
در ایران ملاک مردم برای خرید فیلم ها فقط اسم های بازیگران است. مردم ما برای اینکه یک فیلم را بخرند 2عامل آن ها را تحریک میکند: 1.از سر بیکاری و به دلیل نبود سریال مناسب در ان روز. 2.جلب تو جه کردن آن فیلم. مقصود من عامل دوم است و اینکه چه چیزی مردم را جذب آن فیلم میکند؟ جواب ساده است بازیگران آن فیلم. مردم ایران برای اینکه یک فیلم را بخرند به لیست بازیگران توجه میکنند و اگر از بازیگران معروف در آن فیلم باشد آن را میخرند. و این یعنی در ایران عامل اصلی فروش فیلم بازیگران آن فیلم هستند. و همین مورد باعث سر به فلک کشیدن قیمت آن بازیگران میشود.به همین خاطر کارگردان فیلم مجبور میشود بیشتر سرمایه فیلم را صرف 2ستاره کند. در نتیجه برای تامین هزینه این ستاره ها مجبور میشود که برای صدا گذاری .میکس.صحنه های اکشن.کارهای کامپیوتری و گرافیکی کمترین مقدار را هزینه کنند. همین عامل باعث میشود که برخی از صحنه های اکشن فیلم غیر واقعی و حتی خنده دار به نظر برسد. و در خیلی از فیلم ها دیده شده که کارگردان صحنه های اکشن فیلم را حذف کرده است تا پولی برای این بابت پرداخت نکند. هذینه بالای سوپر استار ها باعث شده که کارگردان ها بیشتر وقت فیلم را صرف نشان دادن مکالمه بین دو ستاره زن و مرد فیلم کنند و در برخی فیلم ها به بازیگران نقش اول فیلم گفته شده که آروم صحبت کنند که وقت فیلم بیشتر بگذرد! و از کارگردان شکایت می کردند اما بعد از مدتی بیکار میشدند چون دیگر کارگردانی به همین عامل باعث شد که دیگه نویسندگان عادت کنند به تغییر داستانشان. در کل این موارد نه تنها باعث پایین آمدن سطح فیلم میشود بلکه باعث تنبل شدن کارگردان نیز می شود زیرا کارگردان ها میروند به یک خانه و نصف فیلم را در آن خانه میگیرند. و عامل دیگر پایین آمدن سطح فیلم ها .بازیگران هستند در هالیوود ستاره ها در یک سال بیشتر از یک فیلم ازشان در بازار نمی آید ولی در ایران از ستاره ها هر هفته یک فیلم به بازار می آید تازه کلی فیلم آماده پخش و منتظر پروانه نمایش و..هم دارند. در هالیوود یک بازیگر که میخواهد یک نقشی را بازی کند حداقل یک ماه برای آن نقش تمرین میکند. ولی در ایران امشب به بازیگر زنگ میزنند و فردا بازیگر میرود سر صحنه و بازی میکند! خوب معلوم است کار بد از آب در می آید. برای مثال:امین حیایی صبح نقش وکیلو بازی میکنه.عصر سر یه فیلم دیگه نقش دزد و شب هم نقش یک دانشجو که همه عاشقشند! دیگه خودتون ببینید چی میشه. واقعا این ستاره ها سینمای ایران را با گرفتن پول های هنگفت نابود میکنند زیرا دیگر کارگردان ها پولی برای هزینه کردن برای عوامل دیگر ندارند و فیلم های ما هر روز سطح پایین تر میشود.
[ ۱۳٩٠/٦/٢٠ ] [ ۸:۱٦ ب.ظ ] [ محمد جواد مقدم ]
فیلم مستند زندگی «ژوزه ساراماگو»، نویسنده نامدار آمریکای لاتین
ادامه معرفی نمایندگان سینمایی کشورهای جهان به بخش بهترین فیلم خارجی فیلم مستند «ژوزه و پیلار» ساخته میگوئل گونکالوس
ه گزارش اسکرین دیلی، فیلم «الان کجا میرویم؟» این کارگردان جوان در سال 2007 با فیلم «کارامل» تاکنون کشورهای آلمان، هلند، مجارستان، کرهجنوبی،
فیلم مستند «پینا» ساخته ویم وندرس بهعنوان
آکادمی فیلم ایتالیا فیلم «ما یک پاپ داریم» به
آکادمی فیلم بلژیک «پسری با یک دوچرخه» ـ ساخته
فیلم «آتنبرگ» ساخته «آتنا راچل سانگاری» به
فیلم «مورگن» ساخته «مارین کریسان» از سوی انجمن
درام تاریخی «در تاریکی» به کارگردانی «آگنیژکا
همچنین فیلم «روزی روزگاری در آناتولی»، ساخته
فیلم «جسمی که در آن زندگی میکنیم» ساخته پدرو
همچنین جدیدترین ساخته «آکی کوریسماکی» به
شورای فیلم کرهجنوبی فیلم «خط مقدم»، ساخته «جانگ
فیلم «کارت پستال» ساخته کانهتو شیندو، کارگردان
آکادمی فیلم سوئد هم فیلم «فراتر از» ساخته
هشتادوچهارمین دوره جوایز آکادمی اسکار در حالی
[ ۱۳٩٠/٦/٢٠ ] [ ۱٢:٠۸ ق.ظ ] [ محمد جواد مقدم ]
نشست نقد و بررسی سریال «پنج کیلومتر تا بهشت» با حضور عوامل این سریال در فرهنگسرای رسانه برگزار شد.
«پنج کیلومتر تا بهشت» نقد شد علیرضا افخمی ـ کارگردان سریال «پنج کیلومتر تا بهشت» ـ در این نشست در پاسخ به پرسش ایسنا دربارهی خودکشی نوجوان 12 سالهای که علت آن تقلید از شخصیت امیرحسین در این سریال عنوان شده با اظهار تاسف در این باره، گفت: من از شنیدن این خبر بسیار تاسف خوردم و به خانواده این نوجوان تسلیت میگویم. هرچند هنوز هم درست متوجه قضایا نشدم. در یکی از روزنامهها این خبر ذکر شده بود. پس از آن پدر این پسر در گفتوگویی که با رادیو داشت، تصریح کرد که خود او نیز در این مساله مقصر بوده و نباید پسرش را تنها گذاشته و در را روی او قفل میکرده است.
علیرضا افخمی که به سوالی از خبرنگار ایسنا پاسخ میداد، افزود: هر چند در روزنامه نوشته بود که پدر این پسر قصد دارد از عوامل سریال «پنج کیلومتر تا بهشت» و صداوسیما شکایت کند، اما او این مساله را در مصاحبهی رادیوییاش تائید نکرد. او ادامه داد: پرواضح است که سریال «پنج کیلومتر تا بهشت» تاکید مشددی بر این امر داشت که اگر آدمها خودکشی کنند دچار چه عواقبی میشوند. این سریال خودکشی را مذموم دانسته بود و این برای خود من عجیب است که یک نفر از سریالی که خودکشی را بد جلوه میدهد نتیجه معکوسی بگیرد. این قضیه شوخی به نظر میآید که یک نفر بخواهد خودش را به این صورت بکشد. در ظاهر قضیه هم این طور بوده که این پسر قصد شوخی داشته و بعدا این اتفاقات افتاده است. این کارگردان تاکید کرد: من از این جهت متاثر هستم ولی این تاسف و تاثر جنبهی مسؤولیت ندارد، زیرا پیام سریال ما کاملا برعکس بوده و مسؤولیت این قضیه با ما نیست. تلاش نکردم که یک کار ترسناک و آزاردهنده در «پنج کیلومتر تا بهشت» ارائه دهم. فکر هم نمیکنم که اینطور بوده باشد.
افخمی دربارهی لزوم درجهبندی سنی برنامههای تلویزیونی همچنین یادآور شد: در مورد سریال «او یک فرشته بود» این مساله مطرح شد که تلویزیون باید قبل از پخش به خانوادهها هشدار دهد، شاید این هشدارهای سنی مناسب باشد. اما وقتی که هشدار میدهیم این هشدار بیشتر باعث میشود که مخاطبان به یک برنامه جذب شوند. این مساله به خصوص در فیلمهای سینمایی میافتد که وقتی عنوان زیر 18 سال برای آنها به کار برده میشود مخاطبان بیشتر به سراغ آن برنامه میآیند که چه چیزی نمایش داده میشود. وی تاکید کرد: من در بحث اینکه هشدارهای سنی وارد شود یا نه تردید دارم و هنوز نمیدانم این مساله خوب است یا بد؛ چون خود من به عنوان پدر کمتر میتوانم به فرزندم بگویم یک برنامه را تماشا کند یا نه.
*** پرهیز از ساخت «او یک فرشته بود 2» کارگردان سریال «پنج کیلومتر تا بهشت» در بخش دیگری از صحبتهایش با اشاره به سریال «او یک فرشته بود» گفت: در سالی که این سریال را ساختم ساخت قسمت دوم از «او یک فرشته بود» نیز به من پیشنهاد شد اما من مخالفت کردم. حتی برادرم بهروز به من اصرار کرد که چرا این کار نمیسازی؛ در حالی که در تمام دنیا مرسوم است کاری که مورد پسند مخاطبان قرار گرفته باشد، ورژن دوم و سوم آن نیز ساخته میشود، اما من گفتم این سریال تمام شده و انگیزهای برای ساخت قسمت دوم آن ندارم. وی سپس با رد اینکه سوژه «او یک فرشته بود» و بقیه سریالهایش به روح مربوط است، گفت: اینکه چرا وارد ساخت کارهای ماورایی شدم دلایلی دارم؛ من هیچ گاه ادعا نکردم که سوژههای کارهای ماورایی تمام شده و به تکرار رسیده است، هیچ کس دیگر هم این ادعا را نکرده است. کارهای ماورایی همانند گونههای دیگر ژانرها جای کار دارد و مضامین بکر میتواند در آنها مطرح شود. با توجه به علاقهمندیهای من این ژانر از اولویتهای من است و من هیچ گاه نگفتم که نمیخواهم در ژانر ماورایی کار کنم.
*** تقدس زدایی از روح؟ وی در ادامه در پاسخ به سوالی درباره تقدس زدایی در آثار تلویزیونی از مفاهیم مثل روح و عالم برزخ و ... عنوان کرد: من با این مساله که طرح موضوع ارواح، در فیلمها تقدس زدایی است، مشکل دارم. چرا نمایش روح در فیلمها باید تقدسزدایی محسوب شود، در حالی که ما ارواح را در عالم خودمان نشان دادیم. در فیلمهایی مثل «شبنشینی در جهنم» با روح شوخی شد اما ما حتی این کار را هم انجام ندادیم که بخواهیم بگوییم تقدسزدایی شده است. افخمی افزود: واقعیت این است که کار ما نه جنبه تقدسزدایی و نه جنبه فانتزی دارد من در تمام مدت سعی میکردم بازیها طبیعی باشد و عکسالعملها به صورت منطقی شکل بگیرد؛ مثلا در ایرادهایی که گرفته میشوند گفته میشود چرا روح در یک زمان در صندلی فرو میرود و در یک زمان دیگر میتواند روی صندلی بنشیند. ما این مساله را در فیلمنامه توضیح دادیم و سکانسهایی را برای توضیح دادن موارد این چنینی در فیلمنامه گنجانده بودیم.
*** ظلم زیادی به نویسنده شد کارگردان «پنج کیلومتر تا بهشت» در ادامه این نشست، عنوان کرد: من اصرار داشتم این سریال برای ماه رمضان امسال نباشد و تلاشهای زیادی را در این رابطه انجام دادم اما به دلایلی این امر میسر نشد و حکم شد که برای رمضان امسال ساخته و پخش شود و همین مساله باعث شد در کار ضعفهای زیادی باشد حتی برخی بازیگران اصلی بازی را که من میخواستم نتوانستند ارائه دهند با بازیگران فرعی هم دچار این مساله بودیم و در این فرصت کم مجبور شدیم برخی نقشها را به نابازیگران دهیم. وی خاطرنشان کرد: ظلم زیادی نیز در این فیلمنامه به سجاد ابوالحسنی به عنوان نویسنده کار شد و فشار زیادی به او وارد میآمد، زیرا مجبور میشد برخی سکانسها را به سرعت بنویسد. اما چیزی که در «پنج کیلومتر تا بهشت» هیچ وقت به آن اشاره نشد این بود که بنیادیترین مساله دینی را مورد بحث قرار میدهد و اولین گام شیطان در جهت فریفتن انسان را مورد هدف قرار داده است.
*** انتقاد از نامهربانیها افخمی در پایان صحبتهایش از برخی نامهربانیها به پنج کیلومتر تا بهشت انتقاد کرد و گفت: از اینکه تلاش شده این سریال قربانی شود عصبانی هستم چون در این سریال در یکسری جاها به برخی گوشزدهایی شده بود سعی کردند آن را قربانی کنم.
*** نارضایتی از سریالهای ماه رمضان در بخش دیگری از این نشست محمد تقی فهیم ـ منتقد و کارشناس تلویزیون و سینما ـ درباره «پنج کیلومتر تا بهشت» و شیوع سریالهای ماورایی در تلویزیون، گفت: امسال از چهار سریالی که در ماه رمضان روی آنتن رفت سه سریال به کارهای ماورایی تعلق داشت که این امر کمی غیرعادی بود. چیزی که مورد توجه ما بود رعایت نکردن تنوع موضوعی بود اینکه چرا تلویزیون تنوع موضوعی را در سریالش رعایت نکرده بود. وی ادامه داد: برآیندی که میتوان از نظرات منتقدان و مردم درباره سریالهای ماه رمضان دریافت کرد این بود که رضایتی از کارهای ماه رمضان نداشتند. البته مردم در ماه رمضان این کارها را میدیدند، چون گزینهی دیگری برای سرگرمی و گذراندن وقت، بعد از افطار نداشتند، مگر کسانی که به شبکههای ماهوارهیی دسترسی داشتند؛ البته این شبکهها هم برنامههایی با کیفیت پایین عرضه میکردند و از این بابت باید از تلویزیون خودمان تقدیر کرد. وی در عین حال گفت: کارهای ماهوارهیی کیفیت خوبی ندارند اما به علت استفاده از جاذبههای کاذب، جذابیت دارند. اما سریالهای ما از این دست کارها بالاتر است. اصل و اساس جذابیتآفرینی تولیدکنندگان ما این است که چقدر در درام فیلمنامه و شخصیتپردازی خوب موفق باشند و ایدههای خلاق تولید کنند. هر چند به نظر میرسد در سریالهای امسال نتوانستند ایدههای جدیدی خلق کنند.
*** شتابزدگی در ساخت این منتقد در ادامه صحبتهایش به شتابزدگی در کارهای مناسبتی سیما به خصوص در ماه رمضان اشاره کرد و گفت: فصل افتتاحیهی «پنج کیلومتر تا بهشت» بسیار پختهتر از بخشهای انتهای آن بود و هر چقدر که در سریال جلوتر میرفتیم، میدیدیم از این پختگی که لازم و کار است خبری نبود. وی همچنین با مقایسه «پنج کیلومتر تا بهشت» با «او یک فرشته بود» دیگر ساخته علیرضا افخمی گفت: هرچند برخی «او یک فرشته بود» را جلوتر میدانند اما من معتقد هستم این اثر به لحاظ سرگرمکنندگی از «او یک فرشته بود» جلوتر بود. اما سریال «او یک فرشته بود» تازه و بدیع بود و بنیانگذار مفاهیم ماورایی در تلویزیون شد، به همین دلیل توانست مطرح و در ذهن مردم ماندگار شود. در این کار اتفاقا رشد بهتری را شاهد بودیم.
*** به سریالتان آب بستید فهیم سپس خطاب به افخمی گفت: از لحاظ دکوپاژ شما امسال به سریالتان آب بستید. اما از نظر تکنیکی ضعیف نبود با این حال از نظر شخصیت پردازی ضعیف بود به ویژه در اجرای کار پرداخت خوبی نشده و در بخشهایی پخته تر بود و در بخشهایی قوت قبلی را نداشت و به طور کلی در کارتان نوعی نوسان دیده میشد.
*** در بخش دیگری از این نشست داوود هاشمی که تهیهکنندگی سریال «پنج کیلومتر تا بهشت» را برعهده داشت، دربارهی شتابزدگی کارهای مناسبتی تلویزیون، گفت: بخشی این مساله به سیاستگذاری تلویزیون برمیگردد و اینکه چرا تلویزیون از رمضان امسال برای رمضان سال بعد کار سفارش نمیدهد. بخش دیگری نیز به ما برمیگردد و اینکه سریالهای ماه رمضان مشکلات خاص خودش را دارد؛ به عنوان مثال فیلمنامهی کاملی نداریم و هر چقدر به پایان ماه رمضان نزدیک میشویم این شتابزدگی بیشتر میشود. ما زمان کمی را در اختیار داشتیم اما به نظرم اگر زمان بیشتری داشتیم قطعا در کیفیت کار موثر بود و میتوانستیم کار بهتری ارائه دهیم.
**** شباهت با فیلم «روح» به گزارش ایسنا در این نشست سجاد ابوالحسنی ـ نویسنده پنج کیلومتر تا بهشت ـ دربارهی همکاری مشترکش با علیرضا افخمی در نویسندگی سریال، خاطرنشان کرد: من و افخمی تا به حال چند کار مشترک با هم داشتیم و این کار چهارمین فیلمنامه مشترکمان بود که در تمام کار از ایده، طرح، سیناپس زنی و نوشتن کار با هم تبادل نظر داشتیم و تصمیمگیری میکردیم. وی درباره مطالبی که دربارهی شباهت «پنج کیلومتر تا بهشت» با فیلم سینمایی «روح» مطرح شده بود، عنوان کرد: در این که من و آقای افخمی فیلم «روح» را دوست داریم و آن را چندین بار دیدهایم هیچ شکی وجود ندارد اما تفاوت بزرگی بین این دو فیلم وجود دارد وآن این است که در فیلم روح نوع ارتباط متفاوت است و ارتباط روح ها با آدمها از طریق شنیدن صدا است اما من در هیچ جا چه در فیلمهای ایرانی و یا خارجی ندیدم که نوع ارتباط از طریق خواب باشد. در «پنج کیلومتر تا بهشت» ارتباط آدمها از طریق خواب شکل میگیرد.
*** روح با روح فرق دارد پریناز ایزدیار نیز که در «پنج کیلومتر تا بهشت» نقش «مینا» را ایفا کرده بود، در پاسخ به سوالی مبنی بر اینکه پیش از این گفته بود دیگر حاضر نیست نقش «روح» را بازی کند، تاکید کرد: من نگفته بودم نمیخواهم نقش روح را بازی کنم بلکه گفته بودم از نقشهای کلیشهیی بدم میآید و نمیخواهم تکراری کار کنم؛ در یک برنامه تلویزیونی هم گفته بودم میخواهم دوباره نقش «روح» را بازی کنم چون روح با روح فرق دارد. وی دربارهی تفاوت ایفای نقش «روح» با سایر نقشها، گفت: تفاوتی بین روح و نقشهای دیگر وجود ندارد. هرقدر که نقش را سادهتر بگیری برای مردم هم ملموستر و باورپذیرتر میشود. مینا یک دختر عادی بود هرچند که چند بعدی بود و تضادهایی هم داشت. با این حال روح یک آدم با شیطان و فرشته فرق میکند.
*** رابطه مینا و امیرحسین ایزدیار همچنین با اشاره به انتقاداتی که از رابطه «مینا» و «امیرحسین» در سریال «پنج کیلومتر تا بهشت» وارد شده بود، خاطرنشان کرد: مینای واقعی 45 ساله است و خیلی ساده لوحانه است که بخواهیم تصور کنیم او و امیر حسین رابطهای برقرار میکنند. حتی در شرح برخی از سکانسها در فیلمنامه، مثلا نگاه مادرانه مینا به امیرحسین ذکر شده بود.
*** ناهمخوانی فضای فانتزی با لحن سریال به گزارش ایسنا، سید جواد رسولی ـ مشاور ـ دربخش دیگری از این نشست گفت: نشانههایی از فانتزی و طنز در سریال پیدا میکنیم که با لحن سریال همخوان نیست و بیننده را درگیر میکند؛ مثلا مسائلی از قبیل نامحرم بودن و یا زمینی یا هوایی رفتن مینا و امیر حسین و ... ناخواسته طنز ایجاد میکند. این که مرز این قضیه کجاست و تا کجا میتوانیم به عالم ماورایی ورود کنیم، مسائلی است که پیش از کلید خوردن این ژانر در تلویزیون ایران، مردم طور دیگری با آنها ارتباط برقرار میکردند؛ مثلا تفاسیر و آیات را میخواندند و عینی با آنها برخورد نمی کردند. به نظر من تکرار این قضیه به آن آسیب میزند. این مساله به سمت فانتزی بودن و تقدس زدایی میرود و حریمها و مرزها را جابه جا میکند. به اعتقاد من باید با ملاحظات بیشتری در این مسائل ورود کرد. وی ادامه داد: هرسال تلویزیون سعی میکرد تعادلی بین سریالها برقرار کند؛ یعنی اگر یک سریال طنز بود سریال دیگر اجتماعی و یک سریال ماورایی بشود. اما امسال تمرکز بر عالم غیب و ماوراء بود. بحث من این است که این مساله باعث تقدسزدایی میشود و مرزها را در ذهن مخاطب از بین میبرد. مخاطب با تماشای مکرر این سریالها نمیتواند این طور تعبیر کند که عالم غیب به این صورت نیست؛ فراوانی این سریالها آسیبزا است. رسولی در پایان تاکید کرد وقتی خشونت اجتماعی به شکل بیسابقهای زیاد میشود و تلویزیون فضاهایی را باز میکند به نوعی فرافکنی است که وارد حوزه های ماورایی میشوند.
*** اسرارآمیزی عالم غیب در بخش پایانی این نشست ناصر آئین ـ کارشناس مذهبی ـ به بیان برخی نکات دربارهی این سریال پرداخت و گفت: عالم غیب حوزه مناقشهآمیزی است که به اندازه کافی اسرارآمیز است این عالم کانون مسائل دینی و جوهره همه ادیان است؛ اما مشکلی که من با این سریال دارم به ساحت بین مرگ و زندگی مربوط میشود که باید در سریال توضیح داده میشد. از لحاظ دینی قیافه سریال اینگونه نشان میدهد که اسلامیزه شده یا مجبور بوده اینطور باشد. وی ادامه داد: فکر میکنم افخمی علاقهمند بوده به حوزه قضاوت درباره آدمها وارد شود، اما ما اجازه نداریم در حوزه دینی این کار را بکنیم. [ ۱۳٩٠/٦/۱٧ ] [ ٥:٤٥ ب.ظ ] [ محمد جواد مقدم ]
" کارگردانی که اشک همه را با میم مثل مادر در آورد"
فردا ـ 17 شهریور ماه ـ همزمان با سالروز تولد رسول ملاقلیپور کارگردان سینمای ایران است. ملاقلیپور که سال 1334 در منطقه رباط کریم به دنیا آمد، 15 اسفند ماه 85 در آستانهی پنجاه و دو سالگی از دنیا رفت و حال اگر بود به 56 سالگی وارد میشد.
ملاقلی پور سینما را حرفهاش میدانست و میگفت: «از این طریق دارم زندگی میکنم و دیگر اینکه میخواهم دغدغههای فردی خودم را با ذهنیتی که دنبالش هستم در آستانه نیم قرن زندگی در سینمایی که انتخابش کردم بیاورم.»
این کارگردان چند سال قبل در گفتگویی دربارهی دوران کودکیاش و آشنایی با تصویر گفته بود: «اولین کارهای تصویریام مربوط به سالهای دبستان و دبیرستان است که نقاشی میکردم. دوست نقاشی داشتم به نام فرهمند. بعدها نوازندهی خوبی شد مرا با کار نقاشی آشنا کرد. بعد هم که به رسم بچههای پایین شهر یا لب خط میرفتم، سینما فیلمی میدیدم و میآمدم برای بچهها تعریف میکردم. بعضی وقتها پولهایمان را جمع میکردیم هفتتر پلاستیکی و کلاه وسترن میخریدیم تا عکاسهایی که میآمدند به محلهها از ما عکس بگیرند. کم کم یک دوربین عکاسی گیرم آمد و شروع کردم به سبک فیلمهای آن دوران از دوستانم عکس گرفتن. با شروع زمان انقلاب به طور جدی به کار عکاسی علاقهمند شدم. در آن دوران بعضی مساجد عکسها را جمعآوری میکردند و مثل نمایشگاه روی تابلو میزدند. بعد از انقلاب در چند نشریه به عنوان خبرنگار و عکاس مشغول به کار شدم و با تاسیس حوزهی هنری رفتم آنجا که کار عکاسی و لابراتوار بکنم. هفت هشت نفری آنجا جمع شده بودند که من رفتم. نفر هفتم یا هشتم در خیابان فلسطین شمالی ساختمان دو طبقهای بود و من آنجا کار عکاسی و چاپ عکس رنگی وسیاه و سفید میکردم که کمکم چشمم افتاد به کشوی یکی از فایلها که در آن یک دوربین 18 فریم بولکس بود. آن موقع بسیاری از تکنیکهای عکاسی را تا حدی که اشباع میشوم میدانستم، نه آنقدر که اشباع شوم. نه آن حد که کامل باشم؛ چون عکاسی خودش دنیایی است، بهخصوص لابراتوارش. ولی احساس میکردم که یک چیزهایی من را به آن دوربین وسوسه میکردم. نه میدانستم بولکس چیست و نه میدانستم 18 فریم یعنی چه. به آقایی که مسوول بخش بود گفتم اگر میشود به من اجازه بدهید تا برای خودم یک حلقه فیلم بخرم و از این دوربین استفاده کنم. گفت نمیشود، باید تحصیلات آکادمیک داشته باشی. باید بروی یاد بگیری تا بتوانی از این استفاده کنی و من هرچه اصرار کردم او موافقت نکرد. نتوانستم تحمل کنم جذبهی این دوربین برایم به حدی بود که یک شب از دیوار حوزه بالا رفتم، شیشهی لابراتوار را شکستم و دوربین را برداشتم، یک حلقه فیلم سوپر 8 هم از خیابان بلوار خریدم و .....»
فیلمهای کوتاه «شاه کوچک»، «فتحالمبین»، «سقای تشنه لب» و فیلم های سینمایی «پرواز در شب»، «بلمی به سوی ساحل»، «افق»، «سفر به چزابه»، «تا آخرین نفس»، «کمک کن»، «قارچ سمی»، «مزرعه پدری»،
«هیوا»، «نسل سوخته» و «میم مثل مادر»از جمله آثاری هستند که از ملاقلی پور به یادگار مانده است.
"یادش گرامی"
[ ۱۳٩٠/٦/۱٦ ] [ ٤:٠٢ ب.ظ ] [ محمد جواد مقدم ]
برای 102 سالگی الیا کازان کارگردانی که مارلون براندو و جیمز دین را به سینما شناساند
سهشنبه یکصدودومین سالروز تولد «الیا کازان»، فیلمساز سرشناس سینمای آمریکا و برنده دو جایزه اسکار بهترین کارگردانی است.
«الیا کازان» متولد هفتم سپتامبر 1909، کارگردان سینما و تئاتر، نویسنده و تهیهکننده بزرگ آمریکایی بود که اصالتی عثمانی داشت. وی از پرافتخارترین کارگردانان تاریخ هالیوود بود که طی سالها فعالیت سینمایی موفق به دریافت سه جایزه اسکار، چهار جایزه گلدن گلوب و شد و در جشنوارههای معتبری چون ونیز و کن مورد تقدیر قرار گرفت. الیا کازان نسل جدیدی از بازیگران جوان ناشناخته را به دنیای سینما معرفی کرد که سرآمد آنها «مارلون براندو»، «وارن بیتی» و «جیمز دین» هستند، هرچند شهرت عمده او به بازیگرفتن فوقالعاده از بازیگراناش است. وی با ساخت دو فیلم کوتاه وارد دنیای سینما شد و اولین فیلم بلندش را در سال 1954 با نام «درختی در بروکلین میروید» ساخت. «دریای علفها»، «بومرنگ»، «توافق یک جنتلمن» و «پینکی» فیلمهای بعدی کازان بودند که پس از آن وی با فیلم «وحشت در خیابانها» موفق به کسب جایزه بهترین کارگردانی از جشنواره ونیز شد. از شاخصههای بارز فیلمسازی الیا کازان، همکاری او با نویسندگان نامدار دنیای ادبیات در نگارش فیلمنامه بود. وی سابقه همکاری با نویسندگانی چون «تنسی ویلیامز»، «هارولد پینتر»، «جان اشتاینبک» و «آرتور میلر» را داشته است. کازان پس از پایان تحصیلات متوسطه به دانشگاه ییل پیوست و به تحصیل در رشته نمایشنامهنویسی پرداخت. وی اولین نمایشنامهاش را در سال 1935 بهروی صحنه برد و در دهه 40 بهعنوان یکی از مستعدترین کارگردانان تئاتر برادوی شهرت یافت. کازان در این سالها بیشتر به لطف کارگردانی قدرتمند نمایشنامههای تنسی ویلیامز مانند «اتوبوسی بهنام هوس» و آرتور میلر مانند «مرگ دستفروش» مورد تحسین قرار گرفت. کازان با ساخت فیلم «توافق یک جنتلمن» اولین جایزه اسکار بهترین کارگردانی در سال 1948 دریافت کرد. در این فیلم گریگوری پک نقش یک خبرنگار اصولگرا را بازی کرده و فیلم مضمونی ضدنژادپرستانه دارد. در سال 1951 بود که این فیلمساز سرشناس تصمیم گرفت نمایشنامه معروف «اتوبوسی بهنام هوس» را که خود وی بارها با موفقیت بهروی صحنه برده بود را مقابل دوربین ببرد. کازان برای ساخت این فیلم از «مارلون براندو» دعوت کرد تا نقش «استنلی کوالسکی» را بازی کند. وی با این فیلم نامزد اسکار بهترین کارگردانی شد. در سال 1952 کازان فیلم «زندهباد زاپاتا» را براساس رمانی از «جان اشتاینبک» با نقشآفرینی دوباره مارلون براندو ساخت و پس از آن یکی از مهمترین و بهترین آثارش یعنی «در بارانداز» را براساس داستانی از «باد شولبرگ» کارگردانی کرد. این فیلم موفق به کسب هشت جایزه اسکار، ازجمله بهترین کارگردانی شد و موفقیت تجاری چشمگیری بههمراه آورد. کازان در سال 1955 رمان دیگری از جان اشتاینبک یعنی «شرق بهشت» را به سینما آورد. این فیلم با نقشآفرینی «جیمز دین» در جشنواره کن 1955 نامزد نخل طلا بود که موفق به کسب جایزه بهترین فیلم درام شد. «رودخانه وحشی» (1960)، «شکوه علفزار» (1961) «آمریکا آمریکا» (1963)، «ملاقاتکنندگان» ( 1972)، «آخرین ثروتمند» (1976) از دیگر آثار سرشناس این فیلمساز سرشناس هستند. الیا کازان در 28 سپتامبر سال 2003 در سن 94 سالگی درگذشت. از مهمترین افتخارات سینمایی وی میتوان به جایزه اسکار افتخاری در سال 1999، خرس طلای افتخاری جشنواره برلین در سال 1996، چهار جایزه بهترین فیلم و کارگردانی از گلدن گلوب، صدف طلایی جشنواره سنسباستین در سال 1964، خرس نقرهای و جایزه ویژه هیات داوران جشنواره ونیز اشاره کرد.
[ ۱۳٩٠/٦/۱٦ ] [ ۱٢:۱۳ ق.ظ ] [ محمد جواد مقدم ]
[ ۱۳٩٠/٦/۱٥ ] [ ٢:٤٧ ب.ظ ] [ محمد جواد مقدم ]
فیلم «مونتهویدئو» نمایندهی سینمای صربستان در جوایز اسکار 2012 معرفی شد. آکادمی فیلم صربستان روز یکشنبه اعلام کرد: فیلم «مونتهویدئو؛ مزه رویا» ساختهی دراگان جلوگرلیچ به نمایندگی از این کشور در بخش بهترین فیلم غیرانگلیسی جوایز اسکار حضور خواهد داشت. به گزارش ورایتی، این فیلم که به حضور تیم ملی فوتبال یوگسلاوی در اولین دوره جام جهانی در سال 1930 میپردازد، برنده جایزه ویژه هیات داوران جشنواره کرواسی و منتخب تماشاگران جشنواره مسکو است.
تاکنون کشورهای آلمان، هلند، مجارستان، کرهجنوبی، ونزوئلا، مراکش، ایتالیا، اسپانیا، لهستان، ترکیه، بلژیک، فنلاند و یونان نمایندگان خود را به جوایز آکادمی اسکار سال 2012 معرفی کردهاند. آکادمی فیلم ایتالیا فیلم «ما یک پاپ داریم» به کارگردانی «نانی مورتی» را به جوایز اسکار معرفی کرده است. «مورتی» که با این فیلم برای پنجمین بار در بخش رقابتی جشنواره کن حضور داشت، آن را طی 15 هفته در رم و فلورانس مقابل دوربین برد و این فیلم کمدی را با بودجه 12 میلیون دلاری ساخت. «ما یک پاپ داریم» چندی پیش در قدیمیترین جایزه فیلم ایتالیا جایزه بهترین فیلم، جوایز بهترین فیلمنامه، بهترین تدوین و بهترین فیلمبرداری را نیز به خود اختصاص داد. آکادمی فیلم بلژیک «پسری با یک دوچرخه» ـ ساخته برادران داردن ـ را به نمایندگی از این کشور به بخش بهترین فیلم خارجی جوایز اسکار 2012 معرفی کرد. این فیلم داستان پسر نوجوانی است که تنها رها شده و زنی سعی دارد تا او را نجات دهد. این فیلم در جشنواره کن اکران جهانی شد و جایزه بزرگ هیات داوران را کسب کرد. فیلم «آتنبرگ» ساخته «آتنا راچل سانگاری» به نمایندگی از یونان به بخش بهترین فیلم خارجی جوایز اسکار 2012 معرفی شد. این فیلم که یکی از سه نامزد نهایی جایزه فیلم «لوکس» پارلمان اروپاست، سال گذشته در جشنواره ونیز نامزد شیر طلا بود و در جشنواره تسالونیکی جایزه ویژه هیات داوران را گرفت. فیلم «مورگن» ساخته «مارین کریسان» از سوی انجمن سینماداران رومانی به جوایز اسکار 2012 انتخاب شد. درام تاریخی «در تاریکی» به کارگردانی «آگنیژکا هلند» که به موضوع جنگ جهانی دوم پرداخته است به عنوان نماینده سینمای لهستان برای حضور در جوایز اسکار 2012 انتخاب شده بود. این کارگردان پیش از این دوبار نامزد جایزه اسکار شده است که اولین آن در سال 1986 در بخش بهترین فیلم خارجی برای فیلم «برداشت خشمگین» بود و در سال 1992 برای فیلم «اروپا، اروپا» نامزد بهترین فیلمنامه اقتباسی شد. همچنین فیلم «روزی روزگاری در آناتولی»، ساخته «نوری بیگله جیحان» از کشور ترکیه به آکامی اسکار معرفی شده است. این فیلم که در جشنوارهی کن امسال نامزد نخل طلا بود و جایزه بزرگ هیات داوران را کسب کرد، محصول مشترک ترکیه و بوسنی است و با حمایت سازمان رادیو و تلویزیون دولتی ترکیه تهیه شده است، داستان کشمکش 12 ساعته میان یک پزشک و یک دادستان را بهتصویر کشیده است. فیلم «جسمی که در آن زندگی میکنیم» ساخته پدرو آلمادوار نیز از سوی اسپانیا به آکادمی اسکار معرفی شده است. این فیلم با بودجهای در حدود 13 میلیون دلار در گونه آثار تریلر تهیه شده و بر اساس فیلمنامهای از «آلمادوار» و با نگاهی به داستان «رتیل» ـ نوشته «تیری ژانکوئه» فرانسوی ـ ساخته شده است. این فیلم قصه ترسناک زندگی دکتر جراحی را به تصویر میکشد که درصدد انتقامجویی از مردانی است که دخترش را مورد سوءاستفاده قرار دادهاند. «جسمی که در آن زندگی میکنیم» یکی از نامزدهای نخل طلای جشنواره کن امسال بود که جایزه هیاتداوران جوان را گرفت. این فیلم که «آلمادوار» آن را داستان انسانیت و زندگی در شرایط دشوار توصیف کرده، اولین همکاری «باندراس» و «آلمادوار» پس از فیلم «مرا حبس کن، مرا آزاد کن» در دهه 90 است. همچنین جدیدترین ساخته «آکی کوریسماکی» به نمایندگی از فنلاند به جوایز اسکار 2012 معرفی شد. فیلم «Le Havre» که در جشنواره کن امسال موفق به دریافت جایزه فیپرشی شد، یکی از نامزدهای جایزه فیلم «لوکس» پارلمان اروپاست. فیلم «سه» ساخته «تام تیکور»، کارگردان سرشناس آلمانی نیز بهعنوان نماینده این کشور به جوایز اسکار 2012 معرفی شده است. این فیلم که در جوایز فیلم آلمان جایزه بهترین کارگردانی را کسب کرد، یکی از نامزدهای جایزه شیر طلای جشنواره ونیز سال گذشته بود. شورای فیلم کرهجنوبی فیلم «خط مقدم»، ساخته «جانگ هون» را به جوایز اسکار 2012 معرفی کرد و آکادمی فیلم ونزوئلا نیز فیلم «غرش سنگها»، ساخته «آلهخاندور پالاسیوس» ـ را به عنوان نماینده خود انتخاب کرد و مراکش نیز فیلم «عمر مرا کشت»، ساخته «رشدی زم» را به هشتادوچهارمین دوره جوایز اسکار فرستاد. هشتادوچهارمین دوره جوایز آکادمی اسکار در حالی روز 26 فوریه سال آینده ـ 6 اسفند ماه ـ برگزار خواهد شد که جایزه اسکار بهترین فیلم خارجی در دوره گذشته به «در دنیایی بهتر» از دانمارک ساخته «سوزان بییر» رسید. سال گذشته 65 فیلم از کشورهای مختلف جهان برای حضور در هشتاد و سومین دوره جوایز اسکار در بخش بهترین فیلم غیرانگلیسی کاندیدا شدند.
[ ۱۳٩٠/٦/۱٤ ] [ ٧:۳٩ ب.ظ ] [ محمد جواد مقدم ]
معرفی بازیگران فیلم سینمایی محمد(ص) بزرگترن فیلم جهان اسلام ا ثری ماندگار از مجید مجیدی
اغلب بازیگران فیلم سینمایی محمد (ص) انتخاب شدند.
روابط عمومی فیلم مجید مجیدی اعلام کرد: با گذشت بیش از یک سال جستوجو و تلاش برای شناسایی تمام بضاعت بازیگری کشور در همهی شهرها و شهرستانهای مختلف، گروه بازیگری فیلم سینمایی محمد (ص) تقریباً تکمیل شده است.
بازیگران انتخابشده، زیر نظر کارگردان و طراح گریم (جیانتو دروسی) تست چهرهپردازی و تست لباس در فرمهای متنوع انجام دادهاند تا قابلیتهای چهره و فیزیک آنها برای ایفای نقشهای موردنظر سنجیده شود.
در حال حاضر امین تارخ برای بازی در نقش عبدالمطلب، پدربزرگ پیامبر اکرم (ص)، مهدی پاکدل برای نقش ابوطالب، عموی پیامبر (ص)، ساره بیات برای نقش حلیمه، دایهی پیامبر (ص)، مینا ساداتی برای نقش آمنه، مادر پیامبر(ص)، محسن تنابنده برای نقش ساموئل، تاجر یهودی، حمید فرخنژاد برای نقش ابوسفیان، رعنا آزادیور برای نقش امجمیل، همسر ابولهب، حمیدرضا تاجدولت برای نقش حمزه، عموی پیامبر (ص)، صادق هاتفی برای نقش بحیرا، راهب مسیحی، محمد عسگری برای نقش ابولهب، عموی پیامبر (ص)، هدایت هاشمی برای نقش حناطه، بردهی آزادشده، نگار عابدی برای نقش همسر حناطه، پانتهآ مهدینیا برای نقش فاطمه بنتاسد، همسر ابوطالب و جعفر قاسمی برای نقش حارث، شوهر حلیمه انتخاب شدهاند.
گروهی از این بازیگران در روزهای اخیر در لوکیشن اصلی فیلم (شهر مکه) حاضر شدهاند و در حضور کارگردان و زیرنظر گروه کارگردانی به تمرین پرداختهاند.
بهزودی گزارشی از جلسات تمرین بازیگران و همچنین گفتوگویی با جیانتو دروسی دربارهی شیوهی طراحی چهرهپردازی در فیلم محمد (ص)، در اختیار رسانهها قرار خواهیم داد. روابط عمومی این پروژه در پایان خبر یادآور شد که هرگونه تغییر احتمالی در فهرست گروه بازیگران متعاقباً به اطلاع رسانهها خواهد رسید.
[ ۱۳٩٠/٦/۱٤ ] [ ۱٢:٥۱ ب.ظ ] [ محمد جواد مقدم ]
برای سیزدهمین سالمرگ آکیرا کوروساوا مردی سزاوار ستایش
فردا (دوشنبه) سیزدهمین سالروز درگذشت «آکیرا کوروساوا»، کارگردان، تهیهکننده و فیلمنامهنویس افسانهای سینمای جهان است.
«آکیرا کوروساوا» متولد بیستوسوم مارس 1910 در حومه توکیو، پایتخت ژاپن در نوجوانی در روزنامههای تندرو مقاله مینوشت و همزمان استعداد خود را در ادبیات و نقاشی دنبال میکرد.
«کوروساوا» در سال 1924 در یک استودیو فیلمسازی ژاپن بهعنوان دستیار کارگردان مشغول بهکار شد و اولین تجربه کارگردانیاش را با ساخت فیلم «سانشیرو سوگاتا» بهدست آورد.
اگرچه فیلمهای بعدی «کوروساوا» با نظارت شدید دولت زمان جنگ ژاپن ساخته شدند و اغلب موضوعات ملیگرایانه داشتند، با اینحال او در اولین فیلم خود پس از جنگ با نام «تاسفی برای نوجوانانمان نیست» به انتقاد از دولت ژاپن پرداخت.
«کوروساوا» فیلمهای زیادی درباره ژاپن ساخت که «فرشته مست» و «سگ ولگرد» از ن جملهاند. با اینحال شهرت جهانی این کارگردان با ساخت فیلم «راشومون» بهدست آمد که با کسب شیر طلایی جشنواره ونیز، توانست نامی برای خود در عرصه جهانی دستوپا کند.
تکنیک سینمایی «کوروساوا» در ساخت فیلمهایش منحصربهفرد بود و در دهه 50 سبک جدیدی از خود بدعت گذاشت. او عقیده داشت کارگذاشتن دوربینها در فواصل دور از بازیگر، عملکرد آنان را بهتر خواهد کرد. او همچنین علاقه خاصی به استفاده از چند دوربین و ضبط یک صحنه از زوایای مختلف داشت.
دیگر شاخصه فیلمسازی «کوروساوا»، علاقهاش به استفاده از عناصر آبوهوا برای عمق بخشیدن به فضای حاکم بر فیلماش بود. سرما، مه، برف و باران در اغلب ساختههای او به چشم میخوردند. دیگر رویکرد قابل توجه فیلمهای «کوروساوا»، وسعت تأثیرهای هنری اوست. بعضی از داستانهای او اقتباس از آثار «ویلیام شکسپیر» هستند. برای مثال «آشوب» براساس «شاه لیر» است و «سریر خون» براساس«مکبث» و «خواب بد» برگرفته از «هملت» هستند.
«کوروساوا» برای ساخت فیلمهایش از آثار ادبی روسیه نیز بهره گرفت، مانند «ابله» اثر «داستایوفسکی» و «در اعماق» نوشته «ماکسیم گورکی». با اینحال رمان «مرگ ایوان ایلیچ» نوشته «لئو تولستوی» بیش از همه او را تحتتأثیر قرار میداد. با وجود اینکه بسیاری از منتقدین ژاپنی معتقدند که کوروساوا «خیلی غربی» بود، اما او عمیقا تحتتأثیر فرهنگ ژاپن قرار داشت. فیلم «ریش قرمز» نقطه عطفی در کارنامه سینمایی او محسوب میشود که آخرین فیلم سیاه و سفید او نیز بود.
بعد از اقدام به خودکشی نافرجام، «کوروساوا» فیلمهای دیگری ساخت و با وجود شهرت بینالمللی، در داخل ژاپن کمتر استودیو فیلمسازی حاضر به حمایت مالی از پروژههایش میشد. فیلم «درسو اوزالا» که اوایل قرن بیستم در صربستان در جماهیر شوروی سابق ساخته شد، تنها فیلم «کوروساوا» بود که در خارج از ژاپن و به زبان غیرژاپنی ساخته شد. این فیلم اسکار بهترین فیلم غیرانگلیسی را برای او بههمراه آورد.
پس از آن «کوروساوا» بههمراه «جورج لوکاس» و «فرانسیس فورد کوپولا»، فیلم «کاگه موشه» را ساختند که این فیلم موفق شد جایزه نخل طلای جشنواره کن را در سال 1980 بهدست آورد.
اما بزرگترین پروژه فیلمسازی سالهای پایانی این کارگردان بیتردید فیلم «آشوب» بود که نسخه سینمایی از شاهکار «شاه لیر» شکسپیر محسوب میشد. این فیلم که نامزدی بهترین کارگردانی اسکار را برای «کوروساوا» بههمراه آورد، بیش از یک دهه جلب حمایت مالی آن بهطول انجامید که امروزه به گفته بسیاری از منتقدان، آخرین شاهکار «کوروساوا» بهشمار میآید. او در دهه 90 سه فیلم دیگر ساخت که شخصیتر از دیگر آثار قبلی او بودند. فیلم «رویاها» که براساس یکسری توصیفها براساس رویاهای اوست، فیلم «هیجان در اوت» که خاطرات او درباره بمباران اتمی ناکازاگی است و آخرین فیلم او با نام «مادادایو» که داستان یک معلم بازنشسته و دانشآموزان سابق او است.
«کوروساوا» روز ششم سپتامبر 1998 در سن 88 سالگی بر اثر سکته مغزی در توکیو درگذشت. پس از مرگ او، آخرین پروژهاش با نام «پس از باران» توسط نزدیکترین دوستاش «تاکاشی کونیرو» ساخته شد.
کوروساوا طی چند دهه فیلمسازی موفق شد جوایز معتبری از جشنوارههای بینالمللی بهدست آورد که بخشی از آنها عبارتند از:
* جایزه اسکار بهترین فیلم غیرانگلیسی در سال 1951 برای «راشامون»
* جایزه اسکار بهترین فیلم غیرانگلیسی در سال 1975 برای «درسو اوزالا»
* جایزه افتخاری آکادمی اسکار برای یک عمر دستاورد سینمایی در سال 1990
* نامزد بهترین کارگردانی اسکار برای فیلم «آشوب» در سال 1986
* جایزه بهترین فیلمنامه از آکادمی فیلم ژاپن در سال 2001 برای «آمه آگارو»
* جایزه بهترین فیلم خارجی از جوایز آکادمی فیلم انگلیس (بافتا) در سال 1987 برای «آشوب»
* جایزه بهترین کارگردانی از جوایز بافتا در سال 1980 برای «کاگهموشه»
* جایزه خرس نقرهای بهترین کارگردانی جشنواره برلین در سال 1959 برای «دژ پنهان»
* جایزه فدراسیون بینالمللی منتقدین فیلم از جشنواره برلین در سال 1959 برای «دژ پنهان»
* جایزه ویژه سنای برلین از جشنواره فیلم برلین در سال 1954 برای «زندگی»
* چهار جایزه بهترین فیلم از جوایز ربان آبی ژاپن برای «آشوب»، «کاگهموشه»، «ریشقرمز» و «دژ پنهان»
* نخل طلای جشنواره کن در سال 1980 برای «کاگهموشه»
* جایزه بهترین فیلم خارجی جوایز سزار فرانسه در سال 1981 برای «کاگهموشه»
* سه جایزه بهترین کارگردانی از جوایز دیوید دی دوناتلو ایتالیا برای فیلمهای «آشوب»، «کاگهموشه» و «درسو اوزالا»
* نشان یک عمر دستاورد سینمایی از انجمن کارگردانان آمریکا در سال 1992
* جایزه انجمن منتقدین فیلم فرانسه در سال 1978 برای «درسو اوزالا»
* دو جایزه بهترین فیلم خارجی از انجمن روزنامهنگاران فیلم ایتالیا برای فیلمهای «درسو اوزالا» و «کاگهموشه»
* جایزه بهترین کارگردان سال از انجمن منتقدین فیلم لندن در سال 1958 برای «آشوب»
* نشان یک عمر دستاورد سینمایی از انجمن منتقدین فیلم لسآنجلس در سال 1985
* جایزه افتخاری دستاورد سینمایی جشنواره فیلم مسکو در سال 1979
* جایزه فدراسیون بینالمللی منتقدین فیلم جشنواره مسکو در سال 1975 برای «درسو اوزالا »
* جایزه ویژه جوایز فیلمهای ورزشی نیکان برای مجموعه آثارش در سال 1998
* جایزه سازمان بینالمللی سینمای کاتولیک از جشنواره سنسباستین در سال 1985 برای «آشوب»
* شیر طلایی افتخاری جشنواره ونیز در سال 1982
* جایزه جایزه سازمان بینالمللی سینمای کاتولیک از جشنواره ونیز در سال 1965 برای «ریش قرمز»
* شیر نقرهای جشنواره ونیز در سال 1954 برای «هفت سامورایی»
* شیر طلایی جشنواره ونیز در سال 1951 برای «راشامون»
* نشان ارزشمند «لژیون دو اونور» فرانسه در سال 1984
[ ۱۳٩٠/٦/۱۳ ] [ ۱:٤۳ ب.ظ ] [ محمد جواد مقدم ]
اولین سینما پنج بعدی ایران صبح امروز ـ 12 شهریور ماه ـ با حضور رضا نثاری ـ قائم مقام شهردار منطقه پنج ـ در بوستان «میعاد» افتتاح شد. به گزارش خبرنگار بخش سینمایی خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، این سینمای پنج بعدی با نمایش فیلمهای «تیمارستان ارواح» ، «فانتوم» ، «دراکولا» و «جزیره گمشده» کار خود را آغاز کرد. در این برنامه پس از اجرای قطعهای توسط گروه سرود ناشنوایان و کم شنوایان کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، دو فیلم پنج دقیقهای از این مجموعه برای مسئولان و حاضران به نمایش درآمد. محمدعلی نولهدان ـ مدیر سینما پنج بعدی ـ در گفتوگویی کوتاه با خبرنگار ایسنا بیان کرد: انیمیشنهایی که از طریق سینما پنج بعدی به نمایش در میآیند ساخت آمریکا هستند و به طور کلی 10 فیلم برای این سینما خریداری شده است، به طوری که هر مجموعه شامل سه فیلم است و به مدت چند ماه بر پرده سینما پنج بعدی قرار میگیرد. او با بیان اینکه این سینما برای روحیه و نشاط مردم منطقه راهاندازی شده بیان کرد: مخاطبان در هر سنی میتوانند از فیلمهای سینما پنج بعدی استفاده کنند. قیمت بلیتهای این سینما 2500 تومان تعیین شده و افزایش هم پیدا نمیکند. به گزارش ایسنا، سینما پنج بعدی در فلکه دوم صادقیه ، بلوار اباذر واقع شده است و دارای 16 نفر ظرفیت است. این سینما از ساعت پنج بعد از ظهر تا ساعت 12 شب میزبان علاقه مندان است و دارای صندلی متحرک و عینک مخصوص برای تماشای بهتر فیلم است.
[ ۱۳٩٠/٦/۱٢ ] [ ٦:٤٧ ب.ظ ] [ محمد جواد مقدم ]
«وقتی همهی فیلمها از یک استراتژی تبلیغاتی استفاده میکنند"
عوامل فیلمهای در حال اکران به خصوص بازیگران آنها اخیرا حضور پررنگی در سینماهای محل اکران دارند. تبلیغات مستقیم در سینمای بسیاری از کشورهای دنیا رایج است و بعضا بازیگران و عوامل شناخته شدهی فیلم با حضور در سینماها و معابر پرتردد از شهرت خود استفاده کرده و به تبلیغ فیلمشان میپردازند. نیکی کریمی که «سوت پایان» را به عنوان بازیگر، کارگردان و سرمایهگذار در حال اکران دارد یکی از افرادی است که حضور پررنگی در تبلیغات فیلمش دارد که حتی با حضور در گیشه سینماها بلیت فروشی میکند. او این کار را الگو گرفته از یک کارگردان چینی برندهی جایزه اسکار میداند که او در هنگام اکران اولین فیلمش، مجبور شد در وسط میدان اصلی شهر بالای نردهبان رفته، پوستر فیلم را پخش و از مردم خواهش کند که فیلم را ببینند. این کارگردان و بازیگر سینما با اعتقاد به این که حضورش در سینماها میتواند تبلیغ خوبی برای فیلمش باشد، به هزینهی بالای تبلیغات در تلویزیون و بیلبوردهای شهری اشاره میکند و میگوید:«سعی میکنیم تا آنجا که میتوانیم از ظرفیتهای موجود که هزینهبر نیستند استفاده کنیم.» سینمای ایران در طول سالهای حیاتش انواع مختلفی از تبلیغات مستقیم را آزمایش کرده است؛ ایجاد دکهای برای فروش بلیت فیلم «دختری با کفش های کتانی» در مقابل خرابههای سینما «آزادی»، برپایی فرش قرمز و مراسم افتتاحیه تا اهدای ماشینهای داخل فیلم و سکههای طلا تجربههایی است که در زمان فروش برخی فیلمها شاهد بودهایم. این روزها نیز اکثر فیلمها با آوردن بازیگران و عوامل فیلم سر صحنهی گیشه، به راهحل جذب مخاطب با کمترین هزینه رسیدهاند. «ورود آقایان ممنوع» امسال در تجربهی انواع تبلیغ فیلم پیشگام بوده، بازیگرانش به گیشه بلیت فروشی رفتند و مخاطبان را به دیدن فیلم فرا خواندند و با شروع ماه مبارک رمضان هم تماشاگرانشان را به باز کردن روزه شان در کنار هنرمندان فیلم در سینماهای نمایش دهنده فیلم دعوت کردند. منیژه حکمت مجری طرح و یکی از سرمایه گذاران این فیلم اعتقاد دارد که در اصل هدف آنها برای فروش بلیت نبوده است و میخواستند ارتباط مردم و هنرمندان را نزدیک کنند و فاصله را از بین ببرند. او اضافه میکند: «یک گریز از مردم در بین هنرمندان حس میکردم که اتفاق خوبی نبود و این ارتباط رو در رو میتواند مزیتی برای کل سینما باشد و این فاصله زیادی که به وجود آمده شکسته شود. امیدوارم تماشاگران این حسن نیت ما را درک کرده باشند و عوامل فیلمهای دیگر هم با این نیت آمده باشند و اگر نیت خوب باشد فاصله مردم با هنرمندان کم میشود که نتیجهاش بسیار مثبت است.» حمیدرضا پگاه، بهنوش بختیاری بازیگران و امید بنکدار، مهتاب کرامتی و کیوان علیمحمدی کارگردانان «شبانه روز» نیز نیز طی روزهای گذشته به سینما «آزادی» رفتند و برای فیلمشان بلیت فروختند، کاری که پیش از این توسط بازیگران «اینجا بدون من» هم انجام شد. امیرحسین علم الهدی کارشناس اکران اعتقاد دارد: «فروش بلیت توسط عوامل اصلی فیلمهای سینمایی در سینماها نشأن از رویکرد جدید سینماگران ایرانی است تا شاید بتوانند فروش ایدهآلِ تری را نسبت به وضعیت موجود برای فیلم خود مهیأ سازند.» او میگوید: «فی نفسه برای سینمایی که با بحران مخاطب روبهرو است این راهکارها نمیتواند اثر معناداری را در فروش فیلمها ایجاد کند و برگزاری چنین رفتاری نشان از استیصال صاحبان فیلم دارد که به شدت در تلاش برای فروش بیشتر فیلمهایشان دارند. استراتژی جدید سینماگران در این مورد وقتی مورد توجه قرار می گیرد که هم فیلم پرفروش دست به این اقدام میزند و هم فیلم کم فروش، یعنی هم فیلم 3میلیارد تومانی و هم فیلم 100میلیون تومانی از یک استراتژی تبلیغاتی استفاده میکنند!» علم الهدی اجرای این روش برای یک سینما یا دو سینما که مخاطبشان را دارند را به نوعی کج سلیقگی طراحان این طرح میداند و اضافه میکند:«این طراحان متوجه این موضوع نیستند که اگر افزایش تماشاگر سینما در اولویت این طرح باشد، سینماهای فاقد مخاطب مطلوب در أولویت اجرایی این طرح هستند تا سینمای ایران با افزایش ظرفیت مواجه گردند نه با افزایش غیر معنادار فروش در پردیسهای سینمایی که مخاطب خاص خود را دارند!.»
[ ۱۳٩٠/٦/۱۱ ] [ ۱۱:٢٤ ب.ظ ] [ محمد جواد مقدم ]
فیلمهای «آواتار» و «هری پاتر و هدیههای مرگ» عنوان پرهزینهترین فیلمهای تاریخ سینما را به خود اختصاص دانند. نشریه سینمایی «اسکرین» در گزارشی فهرست پرهزینهترین فیلمهایی که تاکنون در سینمای جهان ساخته شدهاند را اعلام کرد که «آواتار» و «هری پاتر» در رتبههای اول و دوم قرار دارند. قسمت دوم «هری پاتر و هدیههای مرگ» که هماکنون سومین فیلم پرفروش تاریخ سینما است، با بودجه 250 میلیون دلاری ساخته شد که از این لحاظ در رتبه اول دنیای سینما قرار دارد. آخرین قسمت سری فیلمهای «هری پاتر» که پرفروشترین فیلم سال 2011 سینمای جهان است، با فروش چشمگیر خود موجب شد تا سری فیلمهای «هری پاتر» با رسیدن به فروش هفت میلیارد دلار، اکنون پرفروشترین فیلم چندگانه تاریخ سینمای جهان باشد که بالاتر از «جیمز باند» و «جنگ ستارگان» شش قسمتی قرار دارد؛ هرچند برای ساخت قسمتهای قبلی «هری پاتر» بودجه چشمگیر یک میلیارد و 280 میلیون دلار هزینه شده است. قسمت اول «هری پاتر و هدیههای مرگ» کمتر از یک ماه پس از اکران 611 میلیون دلار در خارج از آمریکا فروش جهانی داشت و پرفروشترین فیلم کمپانی برادران وارنر در سال 2010 نام گرفت. اولین قسمت از مجموعه فیلمهای هری پاتر در سال 2001 با نام «هری پاتر و سنگ جادو» با بودجه 125 میلیون دلاری به کارگردانی «کریس کولومبوس» ساخته شد. این فیلم به فروش 975 میلیون دلاری دست یافت و هفتمین فیلم پرفروش تاریخ سینما نام گرفت و نامزد سه جایزه اسکار شد. قسمت دوم این فیلم نوامبر 2002 با عنوان «هری پاتر و تالار اسرار» به کارگردانی «کریس کلومبوس» با بودجه 100 میلیون دلاری به سینمای جهان آمد و فروشی بالغ بر 878 میلیون دلار بهدست آورد و در جوایز بافتا جایزه بهترین فیلم کودک را کسب کرد. سومین قسمت این فیلم در ژوئن 2004 با بودجه 130 میلیون دلاری با نام «هری پاتر و زندانی آزکابان» اکران شد و فروش جهانی 795 میلیون دلار را به ثبت رساند. این فیلم به کارگردانی «آلفونسو کوارون» نامزد دو جایزه اسکار بود و در جوایز بافتا فیلم منتخب تماشاگران نام گرفت. «هری پاتر و جام آتش» چهارمین قسمت از این سری فیلمهای پرطرفدار بود که به کارگردانی «مایک نویل» در نوامبر 2005 با بودجه 150 میلیون دلاری ساخته شد و فروش 895 میلیون دلار را به دست آورد. این فیلم نامزد جایزه اسکار بهترین کارگردان هنری بود. پنجمین قسمت از این فیلم با نام «هری پاتر و محفل ققنوس» در جولای 2007 با بودجه 150 میلیون دلار به کارگردانی «دیوید یتس» به روی پرده سینماهای جهان رفت و توانست فروش جهانی 938 میلیون دلار را کسب کند. این فیلم در جوایز فیلم اروپا بهترین فیلم از نگاه تماشاگران شد.
براساس فهرست نشریه اسکرین، فیلم «آواتار» ساخته جیمز کامرون محصول 2009 که پرفروشترین فیلم تاریخ سینمای جهان است، با بودجه 237 میلیون دلاری در مکان دوم قرار دارد. «آواتار» یک فیلم علمی ـ تخیلی سهبعدی محصول کمپانی «فاکس قرن بیستم» است. در سال 1995 کامرون نمایشنامه آواتار را به اتمام رساند. این فیلم چندین سال در دست ساخت بوده و در لسآنجلس، نیوزیلند و خلیج مکزیک فیلمبرداری شده است. «آواتار» که دو سال گذشته اسکار بهترین جلوههای ویژه و فیلمبرداری را کسب کرد، ساخت آن یکی از مهمترین رویدادهای هنری و سینمایی سال 2009 بوده است. این فیلم بیش از 16 میلیونبار در اینترنت به صورت غیرقانونی از سوی کاربران دانلود شد که این بیشترین میزان تکثیر غیرمجاز فیلم بوده است. [ ۱۳٩٠/٦/۱۱ ] [ ۱٢:۱٥ ق.ظ ] [ محمد جواد مقدم ]
تصویر برداری ۵ قسمت ابتدایی سری دوم سریال «ستایش» هم رو به پایان است! از همین حالا برای خیلیها سوال ایجاد شده که سریالی با این همه لفت! سری دومش چهطوری میشود؟ … ما هم اختاپوس درونمان را فعال میکنیم برای در کردن سری دوم ستایش! در سری دوم ستایش پیر شده و روی یک کاناپه لمیده! بعد ده دقیقه طول میکشه تا یک فنجان چای بخوره! نوهاش میاد پیشش و میپرسد: مامان بزرگ مگه قول ندادی یک روز داستان زندگیتو واسم بگی؟ ستایش پیر: چرا گلم، اما بعضی رازها اگه به وقتش گفته نشه خوب نیست! بعد ۵ قسمت اصرار از نوه و انکار از ستایش تا این که در قسمت ششم ستایش میگه: قصه زندگی من از اون جایی شروع شد که داداشم رفت سربازی، بعدش… و این گونه تمام سری اول در سری دوم به صورت فلش بک پخش میشود اما اینبار با روایتی متفاوت از ستایش! این حشمت فردوس هم همچنان از جمله های: اندازه برگ درختون.نم نم بارون.خش خش برگ ریزون می خوام واسه دیدنشون.کشتنشون...مایع خرج کنم. و همچنان هر جمله ای که میگه بعدش میگه:افتاد! تازه قراره نقش بچه طاهر هم خودش بازی کنه .اگه هم نقش دخترشون هم خود ستایش بازی کنه نباید تعجب کرد. یه صحنه هم از این سیما تیر آنداز نشون میدن که افتاده اونجا و مثلا داره از این که شوهرش با یه زن دیگست حرص میخوره. خداییش معلومه که این سریال هم ضایع تموم میشه.
[ ۱۳٩٠/٦/۱٠ ] [ ٦:٥۳ ب.ظ ] [ محمد جواد مقدم ]
" آلزایمر به اسکار میرود" و جدایی نادر از سیمین....هیچ! فیلم سینمایی آلزایمر به کارگردانی احمد رضا معتمدی قرار است به عنوان تنها نماینده ایران به اسکار معرفی شود.
این درد ناکترین خبری است که تا کنون از سینما شنیده ایم که واقعا تاسف بر آنگیز است . فیلمی در حد جدایی نادر از سیمین که در همه جای دنیا به اکران عمومی در آمده است و به چندین زبان زنده دنیا دوبله شده است و افراد بزرگی از جهان از جمله سارکزی رئیس جمهور فرانسه این فیلم را مشاهده کرده اند و فوق العاده محبوب شده است در تمام دنیا به اسکار معرفی نمیشود و یک فیلم مسخره را به اکران می گذارند که مثلا در دنیا چهره ایران و جمهوری اسلامی را خوب و ویژه نمایش دهد. واقعا زبانم از گفت واژه ناتوان شده که مسئولان محترم از فیلم های خوب و با کیفیت بسیار بالای جهانی حمایت نمی کنند هیچ بلکه جلوی موفقیت این فیلم ها را نیز میگیرند. شاید هم میخواهند اصغر فرهادی را همانند محسن مخملباف و بهمن قبادی از کشور فراری بدهند. فقط شانس آوردیم که اخراجی های 3 جهره مملکت را زیاد جالب نشان نداد و الا حتما اخراجی های 3 را به جای جدایی نادر از سیمین میفرستادند. هر چند که هم اکنون نیز فرقی ندارد .و به جای شاهکار آقای فرهادی فیلم احمد رضا معتمدی را که "یک فرد وابسته به دولت و نظام است را فرستاده اند"
"به حال سینمای ایران خون گریه کنید.خون"
[ ۱۳٩٠/٦/٧ ] [ ٩:۱٤ ب.ظ ] [ محمد جواد مقدم ]
اهدای نشان «ایسفا» به بنیاعتماد و تقدیر از شهاب حسینی و نگار جواهریان
سومین نشان «ایسفا» در جشن مستقل فیلم کوتاه توسط ناصر تقوایی به رخشان بنیاعتماد اهدا میشود.
مجید برزگر ـ مدیر هماهنگی این جشن با اعلام این خبر گفت: در دو دوره قبلی، این جایزه به عباس کیارستمی و ناصر تقوایی اهدا شد و در این جشن تصمیم گرفتیم آن را به رخشان بنی اعتماد به عنوان یکی از کارگردانان مطرح سینما اهدا کنیم. وی با اشاره به دیگر برنامههای این جشن که 8 شهریور ماه در تالار ایوان شمس، برگزار میشود اظهار کرد: اجرای این مراسم را امیر شهاب رضویان بر عهده خواهد داشت و به دلیل ماهیت فیلم کوتاه و تعداد جوایز تصمیم گرفتیم هیچ برنامه جنبی نداشته باشیم و ضمن پخش کلیپهای مرتبط، تنها به اهدای جوایز بپردازیم و امیدوارم برنامه با ریتم مناسبی پیش رود. برزگر همچنین از نمایش فیلم برگزیده جشن در این مراسم خبر داد. وی ادامه داد: امسال برای دومین دوره، داوریها به صورت آکادمی انجام شد و از میان 360 فیلم ارسالی 51 فیلم توسط 70 داور انتخاب شدند که برگزیدگان در جشن معرفی خواهند شد. برزگر با بیان اینکه 13 شخصیت فرهنگی به صورت افتخاری در کنار داوران آکادمی حضور داشتند، با اشاره به اسامی آنها گفت: رخشان بنی اعتماد، مانی حقیقی، مهران مهاجر، ساعد مشکی، کیوان علی محمدی، امید بنکدار، مهرزاد دانش، سیف الله صمدیان، منوچهر محمدی، جعفر پناهی، کریستف رضاعی، امید روحانی و تورج اصلانی این افراد هستند که قرار بود ناصر تقوایی و عباس گنجوی هم در این جمع حضور داشته باشند که به دلیل گرفتاری میسر نشد. دبیر آکادمی ایسفا خبر داد: در راستای آییننامه آکادمی و با موافقت دبیر جشن، هیات داوران تصمیم گرفت دو جایزه ویژه به بازیگر و طراح صحنه فیلم کوتاه اهدا کند که در جشن معرفی خواهند شد. برزگر که ریاست هیات مدیره انجمن فیلم کوتاه را برعهده دارد، از تقدیر این انجمن از دو بازیگر در جشن خبر داد و گفت: به دلیل حضور عوامل حرفهای در فیلم کوتاه و حضور پر رنگ بازیگران در این آثار تصمیم گرفتیم به نشان احترام و سپاسگزاری از آنها به دو بازیگر دیپلم افتخار اهدا کنیم که در این مراسم شهاب حسینی و نگار جواهریان این جایزه را دریافت خواهند کرد. دبیر آکادمی ایسفا در پایان تاکید کرد: فکر میکنیم اهمیت دادن به حوزه فیلم کوتاه و انجمن فیلم کوتاه میتواند بخشی از آینده سینمای فرهنگی را تضمین کند.
[ ۱۳٩٠/٦/٥ ] [ ۸:٠٩ ب.ظ ] [ محمد جواد مقدم ]
فیلم سینمایی «خاطرات روزانه رام» ـ با بازی «جانی دپ» ـ که اقتباسی از رمان «هانتر اس. تامپسون» است، اواخر ماه اکتبر در سینماها اکران میشود.
به نقل از هالیوود ریپورتر، این فیلم سینمایی که بازیگرانی چون «آرون ایکهارت»، «امبر هرد» و «جیوانی ریبسی» به همراه «جانی دپ» در آن حضور دارند، در روز 28 ماه اکتبر (ششم آبان ماه) بر پردهی سینماها ظاهر میشود.
قصهی فیلم دربارهی یک روزنامهنگار الکلی به نام «پل کمپ» با بازی «دپ»، در پورتوریکوی دههی پنجاه میلادی است. خط اصلی قصه یک مثلث عاشقانه را دنبال میکند. «جانی دپ» از دوستان نزدیک «تامپسن» نویسنده است و از سال 2003 که کتاب او منتشر شد، در تلاش بود تا رضایت وی را برای تولید نسخه سینمایی آن جلب کند.
«دپ» که سال 2007 «سوئینی تاد» تیم برتن را (بر اساس یک نمایش موزیکال موفق صحنهای به همین نام) روی پرده سینماها داشت، در سال 2008 فیلمی را روانهی اکران عمومی نکرد. «گراهام کینگ» که با تهیهی فیلم «مرحوم» ساختهی «اسکورسیزی»، برندهی اسکار از مراسم آکادمی شده است، چند ماه پیش توانست امتیاز ساخت این اثر را برای شرکت فیلمسازی «برادران وارنر» بهدست آورد.
به گزارش خبرگزاری فرانسه، جانی دپ در پاسخ به پرسشی در خصوص ادامه یافتن دزدان دریایی کارائیب گفت: این سری برای جلب نظر مخاطبان ساخته می شوند و اگر مردم نخواهند این فیلم های اکشن را ادامه نخواهیم داد. جانی دپ درباره موفقیتش درعالم سینما هم گفت: من اگر اینجا ایستادهام به خاطر «جری براک هایمر»، تهیهکننده سری فیلمهای دزدان دریایی کارائیب است.
امسال برای اولینبار بود که یک قسمت از سری فیلمهای «دزدان دریایی کارائیب» برای نمایش در فستیوال کن فرانسه ، معتبرترین رویداد سینمایی جهان انتخاب شد. جانی دپ بازیگر آثاری چون ادوارد دست قیچی، کارخانه شکلات سازی، سوئینی تاد: آرایشگر شیطان صفت از آثار تیم برتون، اسلیپی هالو (ایکابد کرین)، همسر فضانورد (اسپنسر آرماکوست)، دروازه نهم (دین کورسو)، ترس و نفرت در لاسوگاس است. وی سال پیش پروژه سینمایی «توریست» را بر پرده سینماها داشت و با فیلم «دزدان دریایی4» بر پرده سینماهای جهان است.
[ ۱۳٩٠/٦/٤ ] [ ۱٠:٥۸ ب.ظ ] [ محمد جواد مقدم ]
|
||
| [ طراح قالب : پیچک ] [ Weblog Themes By : Pichak.net ] | ||